نوجوانی ام پر از آرزوست!

بسم اللــه!

.

می پرسند: می خواهی چکاره شوی؟

رد خور ندارد ..همه ی پاسخ ها شبیه هم است..

دکتر..مهندس..معلمـ!

حالا شاید یک نفر آرام بیاید و بگوید در گوشت:

ولی من میخوام نویسنده بشم..!

تو هم لبخند بزنی..!

نویسندگی که درآمد نداره..

یه کتاب چاپ کردن پر از دردسره..!

شاعر چی ؟

تو که بلد نیستی یه قافیه جور کنی! چه جور چند بیت شعر بگی و چاپ کنی [OO]

ببخشید..

معلم قرآن چی!؟ نمیشه؟

_همین یکی کم بود که گفتی:/. این همه درس خوندی آخرش معلم قران و خانم جلسه ای (خشمناک شدن)

-پس چکار کنم.؟

-هیچی برو دنبال علاقت..فقط معلم قران و نویسنده و شاعر و روانشناس نشو!

_:|

.

صبر کنید نظر سنجی تمام نشده..!

یک کودک دیگر هم نظری دارد!

_اجازه..منم میخوام مثل همه دکتر و مهندس بشم..نه مثل خودم..!

-لبخند رضایت حاضرین..

خب بچه ها ، کلاس تمومه..!

--------------

یادگرفتیم..تحمیل عقاید را..

شعارها..

و اسم و نام های دکتر و مهندس! که حفظشان کردیم..!

---------------

والسلام..

ناگفته بهتر از این درد ناتمام..!

درباره من
درون من برهوتی است از حقیقت دور

---------------
هر که شد گمنام تر ، زهرا (س) خریدارش شود

بر درِ این خانه از نام و نشان باید گذشت !

[ صلوات ]
-----------------


دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کلمات کلیدی
پیوندهای روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان