چشم بسـته قَدم بزن..!

یا کــافی
.
.
این روزها آرام آرام در اتاق قدم میزنم..!
گاهی می ایستم و چشمانم را می بندم..!
نسیمی صورتم را نوازش میدهد..!
عطر یاس می رسد..!
چشمانِ بسته ام رو به شلمچه باز است..!
گنبد فیروزه ای اش را می بینم..!
کمی جلوتر که پاهایم را می گذارم..
درخیالم کلی راه رفته ام...!
چادرخیالی ام با وزش باد به این طرف و آن طرف می رود..!
گاهی حتی سیلی باد را برصورتم حس میکنم..!می نشینم..!
دستهایم در خاکِ خیالی گره خورده است..!
و سخن می گویم..!
چقدر حرف دارمـ..چقدر سپاس..!
خودم فی البداهه شعر می گویم و مداحی میکنم..!
یـــــــا حســـــــیـــن...
یـــــــاحسیـــــن
یــــاحسین..

صدای اذان در هیاهوی صدای خشـِن باد در گوشم می پیچد..

نماز را هم با همان چشمان بسته خواندم..!

موقع برگشت..!اثری از آفتاب نبود..!

اینبار هم پاهایم سر ناسازگاری با دِل داشتند..!

دِل را همان جا رها کرده بودند و از ترس رفتن اتوبوس خیالی قدم ها را تندتر بر می داشتند..!

چقدر التماسشان کردم که نروید..کمی آهسته تر..!ولی نمی شنیدند..!

راوی خیالی اتوبوسمان می گوید فردا طلاییه می رویم و فتح المیبن..!
و طلاییــه..!

میدانم از من دلخوری...

میدانم زائر واقعی خوبی نبودم؟

چه کنم که دلم تنگ است!اجازه میدهی از خیالاتم مهمانتان شوم..!

چه بی تاب شده ام..!

به عطیه و سارای خیالی پر قصه و غُصه گفتم..!

گوشه ای از دلت را که شلمچه جا گذاشتی از شهدا که به امانت گرفته اند..قرض بگیر..!

بی دِل قدم مگذار در خاکها..!

کمی را هم بگذار برای جای دیگر..همان کم معجزه میکند..!

و گفتم که اگر چشمانت جز خاک چیزی نبیند..!

معراج هم کنار شهدا..جز استخوان نمی بیند..!

-------------
راوی خیالی روز بعد فردا ما را می برَد..!

فَکه و شرهانی..!

همان جاهایی که در واقعیت اذن دخول نداشتم..

چه کنم که پای خیالاتم تسلیم دل شدم..!

بیقراری آن روز را چه کنم؟

بروم یا نـه!!
---------------
.چشمانم را باز می کنم..!

تا اتوبوس به راه بیافتد..!

صدای اذان می آید..!

می نشینم پشت میز..

دوباره برنامه باقی مانده روز را مرور میکنم..

چه انگیزه ای گرفتم برای انجامشان..!

ممنون شهدا..!
-----------------

.پ.ن:
حاصل عقل بُوَد عشق و ، جنون میوه ی اوست
شرح حالِ من تک بیت بالاست..!
"از عشقش کار ما جنونه"

-------------------

درباره من
درون من برهوتی است از حقیقت دور

---------------
هر که شد گمنام تر ، زهرا (س) خریدارش شود

بر درِ این خانه از نام و نشان باید گذشت !

[ صلوات ]
-----------------


دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کلمات کلیدی
پیوندهای روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان